لینک ها
نوشته‌های تازه
آخرین دیدگاه‌ها
    بایگانی
    دسته‌ها
    اطلاعات
    باید با مفسدان اقتصادی منتسب به هر فرد و جایگاهی شدیدا برخورد کرد
    نویسنده : safiranebasir
    جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷

    شیراز سومین حرم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نام گرفته است. بیش از ۱۴۰۰ امام‌زاده در این استان آرام گرفته و معلوم می‌شود این استان، استقبال خوبی از امام‌زادگان داشته است.

    خطیب جمعه تهران ادامه داد: بعد از امام کاظم(ع) برخی‌ها با حضرت احمدبن موسی(ع) بیعت کردند که ایشان گفت امام من هم حضرت علی‌بن موسی‌الرضا است.

    خاتمی با بیان اینکه امام‌زادگان، ذخائر و ثروت‌های معنوی هستند، اظهار داشت: امام‌زادگان، مبلّغان خاموش هستند. در زمان حیات، مبلّغان گویا بودند و بعد از شهادت، مرقدشان کانون معنویت است.

    اما‌م‌جمعه موقّت تهران به رهنمودهای رهبر انقلاب در دیدار هفته گذشته با هیأت دولت اشاره کرد و با تأکید بر ضرورت مقابله جدّی با فساد، تصریح کرد: فساد، خوره هر نظامی است و اگر در نظام باطل هم فساد وجود داشته باشد، آن را متلاشی می‌کند.

    خاتمی جمله شهید بهشتی مبنی بر اینکه بزرگترین عامل سقوط رژیم شاه، فساد نظام اداری بود را یادآور شد و تصریح کرد: باید مراقب این خوره بود.

    خبرگزاری فارس: باید با مفسدان اقتصادی منتسب به هر فرد و جایگاهی شدیدا برخورد کرد

    وی با بیان اینکه فساد، کار غیرقانونی است و بدترین شکل فساد، دور زدن قانون است. اینکه آدم کار غلط انجام دهد و توجیه قانونی و پوشش قانونی برای آن انجام دهد. همان کاری که بنی‌اسرائیل انجام داد و وقتی قرار شد شنبه‌ها ماهی نگیرند، شنبه‌شب راه ماهی‌ها را می‌بستند و یکشنبه ماهی‌ها را می‌گرفتند.

    خاتمی ادامه داد: باید با هر نوع فسادی مخصوصاً دست انداختن به بیت‌المال برخورد شود. این بدترین نوع فساد است و شدیدترین برخورد باید با آن بشود.

    امام‌جمعه موقّت تهران با بیان اینکه برای برخورد با مفسدان، ملاک فقط قانون است، تصریح کرد: مفسد هرکس که هست و در هر جایگاه و نهادی که قرار دارد و هر نسبتی با هر کس که دارد، باید قاطعانه مورد برخورد قرار گیرد.

    خاتمی افزود: خط قرمزهای جعلی‌ در مورد فساد مورد قبول نیست؛ فقط قانون محور است.

    وی، ضرورت نظارت در مبارزه با فساد را مورد تأکید قرار داد و افزود: هم نظارت علنی مهم است و هم نظارت مخفی که مولا علی(ع) هم این نوع نظارت را داشت.

    امام‌جمعه موقّت تهران با بیان اینکه باید گزارش شفاف و صریح و با دقّت در مورد فساد به مردم داد، تصریح کرد: مردم صاحب این انقلاب و نظام هستند. امام علی فرمود اگر دیدی رعیت سؤال دارند، باید افشا کرد. مقام معظّم رهبری هم به صدا و سیما تأکید داشتند که این گزارش‌ها را پخش کنید.

    وی ادامه داد: البته نباید در این عرصه مبالغه کرد و حق خدمتگزاران پاک را ضایع کرد. در بدنه نظام اداری، قضایی و قانون‌گذاری، انبوه کارگزاران پاک حضور دارند. نباید طوری برخورد کرد که انگار فساد، همه جای کشور را فرا گرفته است. این، هم خلاف واقع است و هم سیاه‌نمایی.

    خاتمی افزود: پاکی هم بسیار است اما باید همان مقدار فسادی که وجود دارد، بی‌محابا و بدون ملاحظه، و به صورت قاطعانه برخورد شود.

    وی به توصیه رهبر انقلاب مبنی بر فعالیت‌های دیپلماتیک با کشورهای دنیا به جز موارد معدودی همچون آمریکا، اشاره کرد و اظهار داشت: اصل ۱۵۲ قانون اساسی می‌گوید دیپلماسی ما شش پایه دارد که اولین پایه آن، نفی هرگونه سلطه و سلطه‌پذیری است و ما بر اساس آن با همه دنیا ارتباط داریم، جز آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی. رژیم صهیونیستی، رژیمی جعلی است و آمریکا هم تا وقتی آدم نشود با آن رابطه نخواهیم داشت که تا الان، آدم نشده است.

    خاتمی ادامه داد: شعار نه شرقی نه غربی، یعنی اینکه شرق و غرب، حق سلطه بر ما را ندارند، لکن ارتباط با کشورهای دنیا، متن قانون اساسی است. اینکه مقام معظّم رهبری و رئیس جمهور، پیک ویژه به روسیه می‌فرستند و اینکه با چین و هند مراوده داریم، این رفتاری است کاملاً بر اساس قانون.

    امام‌جمعه موقّت تهران با بیان اینکه اگر آمریکا و اروپا ببینند ما در بن‌بست هستیم فشار را افزایش می‌دهند، خاطرنشان کرد: سیاست عزّت، حکمت و مصلحت می‌گوید ما با همه دنیا بر اساس «لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ»؛ یعنی نه ظلم بپذیر و نه ظلم بکن، روابط‌مان را تنظیم کرده‌ایم و این، سیاست حق و ثابت نظام اسلامی است

    :: موضوعات مرتبط : دسته‌بندی نشده
    بصیرت مردم موجب ثبات سیاسی مستمر كشور
    نویسنده : safiranebasir
    چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶

    تلاش ملت عزيز ما و هوشمندى و آگاهى و بصيرت مردم عزيز ما در اين استان و در سرتاسر كشور، موجب شده است كه كشور ما از يك ثبات سياسى مستمرى برخوردار باشد؛ اين نعمت بزرگى است. قدرتمندان زورگو و تجاوزگر، يكى از سلاحهاشان اين است كه در كشورهائى بى‌ثباتى ايجاد كنند، كه نمونه‌ى آن را شما مشاهده ميكنيد؛ هم در منطقه‌ى خودمان، و هم در مناطق ديگر اين دنياى بزرگ. مى‌بينيد كه قدرتمندان هر جا توانسته‌اند، هر جا در كشورى طمعى ورزيده‌اند، براى اينكه سلطه‌ى خود را در آن كشورها و در آن مناطق مستقر كنند، بين مردم آن كشور يا مردم آن كشور با كشور همسايه، بى‌ثباتى ايجاد كردند؛ ايجاد اختلاف كردند، ايجاد درگيرى كردند، تا بى‌ثباتى در نظامها به وجود بيايد؛ از اين بى‌ثباتى، كارخانجات اسلحه‌سازى استفاده كنند، كارتلها و تراستها و بنگاه‌هاى بزرگ اقتصادىِ حاكم بر دستگاه سياسى غرب استفاده كنند. امروز يكى از سياستهاى دستگاه‌هاى استكبار، ايجاد بى‌ثباتى است. آن وقت در يك چنين شرائطى، نظام جمهورى اسلامى به بركت ايمان شما مردم، به بركت بصيرتى كه به فضل الهى در ملت ما وجود دارد، توانسته است به كورى چشم دشمنان، يك كشور با ثبات و استقرار به وجود بياورد (بيانات در دیدار بسيجيان استان خراسان شمالى،۱۳۹۱/۰۷/۲۴).

    منبع: سایت سفیران بصیر

    :: موضوعات مرتبط : سخنان رهبری در مورد بصیرت
    بصیرت یعنی تشخیص خط درگیری با دشمن
    نویسنده : safiranebasir
    چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶

    يكى از مسائل مهم، مسئله‌ى بصيرت است. من به شما عرض بكنم؛ بصيرت در اين دوران و در همه‌ى دورانها به معناى اين است كه شما خط درگيرى با دشمن را تشخيص دهيد؛ كجا با دشمن درگيرى است؟ بعضى‌ها نقطه‌ى درگيرى را اشتباه ميكنند؛ خمپاره و توپخانه‌ى خودشان را آتش ميكنند به سمت يك نقطه‌اى كه آنجا دشمن نيست، آنجا دوست است. بعضى‌ها رقيب انتخاباتى خودشان را «شيطان اكبر» به حساب مى‌آورند! شيطان اكبر آمريكاست، شيطان اكبر صهيونيسم است؛ رقيب جناحى كه شيطان اكبر نيست، رقيب انتخاباتى كه شيطان اكبر نيست. من طرفدار زيدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شيطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى كه زيد و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام ميكنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگيرى با دشمن را مشخص كنيم. گاهى هست كه يك نفرى در لباس خودى است، اما حنجره‌ى او سخن دشمن را تكرار ميكند! خب، او را بايد نصيحت كرد؛ اگر با نصيحت عمل نكرد، انسان با او بايد حد و مرز تعريف كند: خط فاصل. جدا ميشويم. اگر بناست شما با همان احساساتى كه رژيم صهيونيستى نسبت به جمهورى اسلامى دارد – ولو با يك ادبيات ديگرى – بخواهى در مقابل جمهورى اسلامى بايستى و حرف بزنى، خب با رژيم صهيونيستى چه فرقى دارى؟ اگر با همان منطقى كه آمريكا در مقابل جمهورى اسلامى عمل ميكند، شما بخواهى با آن منطق با جمهورى اسلامى تعامل كنى، خب شما با آمريكا فرقى ندارى. اين مسئله جداست. اما يك وقت هست كه نه، اينجورى نيست. ممكن است اختلافات، اختلافات عميقى هم باشد، اختلافات بزرگى هم باشد، اما انسان دشمن را با غيردشمن نبايد اشتباه كند؛ دشمن حساب ديگرى دارد، غيردشمن حساب ديگرى دارد. خط درگيرى با دشمن را بايد ترسيم كرد، مشخص كرد؛ اين بصيرت ميخواهد. بصيرتى كه ما عرض ميكنيم، اين است.

    يك عدهاى از آن طرف مىافتند، يك عدهاى از اين طرف مىافتند. يك عدهاى با دشمن هم معاملهى دوست ميكنند، فرياد دشمن را هم نميشناسند، چون از حنجرهى ديگرى در مىآيد؛ يك عده هم از اين طرف، هركسى كه اندك اختلاف سليقهاى با آنها دارد، به حساب دشمن ميگذارند! بصيرت، آن خط وسط است؛ آن خط درست است.(بيانات در دیدار بسيجيان استان خراسان شمالى،۱۳۹۱/۰۷/۲۴)

    منبع: سایت سفیران بصیر

    :: موضوعات مرتبط : سخنان رهبری در مورد بصیرت
    بصیرت در کلام مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)
    نویسنده : safiranebasir
    چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶

    دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر

    اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بصيرت. بلاهائى كه بر ملتها وارد مي­شود، در بسيارى از موارد بر اثر بى‌بصيرتى است. خطاهائى كه بعضى از افراد مي­كنند – مى‌بينيد در جامعه‌ى خودمان هم گاهى بعضى از عامه‌ى مردم و بيشتر از نخبگان، خطاهائى ميكنند. نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهى خطاهايشان اگر كماً هم بيشتر نباشد، كيفاً بيشتر از خطاهاى عامه‌ى مردم است – بر اثر بى‌بصيرتى است؛ خيلى‌هايش، نمي­گوئيم همه‌اش.

    بصيرت خودتان را بالا ببريد، آگاهى خودتان را بالا ببريد. من مكرر اين جمله‌ى اميرالمؤمنين را به نظرم در جنگ صفين در گفتارها بيان كردم كه فرمود: «الا و لايحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر».(۳) مي­دانيد، سختى پرچم اميرالمؤمنين از پرچم پيغمبر، از جهاتى بيشتر بود؛ چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمؤمنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را ميزد كه دوست ميزند؛ همان نماز جماعت را كه تو اردوگاه اميرالمؤمنين مي­خواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم – در جنگ جمل و صفين و نهروان – مي­خواندند. حالا شما باشيد، چه كار ميكنيد؟ به شما ميگويند: آقا! اين طرفِ مقابل، باطل است. شما ميگوئيد: اِ، با اين نماز، با اين عبادت! بعضى‌شان مثل خوارج كه خيلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خيلى. اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل» – آيه‌ى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهنده‌اى – يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى مي­خواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم. اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشته‌هاى دشمن، همين طور عبور مي­كرد و ميگفت بعضى‌ها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند مي­كردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما مي­خواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك مي­خواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير مي­كشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نمي­تواند اوضاع را بفهمد.

    بنده بارها اين جبهه‌هاى سياسى و صحنه‌هاى سياسى را مثال ميزنم به جبهه‌ى جنگ. اگر شما تو جبهه‌ى جنگ نظامى، هندسه‌ى زمين در اختيارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همين هم هست كه شناسائى مي­روند. يكى از كارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزديك، كه زمين را بروند ببينند: دشمن كجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه كار بايد بكنند. اگر كسى اين شناسائى را نداشته باشد، ميدان را نشناسد، دشمن را گم بكند، يك وقت مى‌بينيد كه دارد خمپاره‌اش را، توپخانه‌اش را آتش ميكند به طرفى، كه اتفاقاً اين طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن. نمي­داند ديگر. عرصه‌ى سياسى عيناً همين جور است. اگر بصيرت نداشته باشيد، دوست را نشناسيد، دشمن را نشناسيد، يك وقت مى‌بينيد آتش توپخانه‌ى تبليغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتى است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنيم. لذا بصيرت لازم است، تبيين لازم است.

    يكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبيين است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكميت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوينده. اينها مضر است. جناح و اينها را بايد كنار گذاشت، بايد حقيقت را فهميد. در جنگ صفين يكى از كارهاى مهم جناب عمار ياسر تبيين حقيقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاويه بود، تبليغات گوناگونى داشتند. همينى كه حالا امروز به آن جنگ روانى مي­گويند، اين جزو اختراعات جديد نيست، شيوه‌هاش فرق كرده؛ اين از اول بوده. خيلى هم ماهر بودند در اين جنگ روانى؛ خيلى. آدم نگاه ميكند كارهايشان را، مى‌بيند كه در جنگ روانى ماهر بودند. تخريب ذهن هم آسانتر از تعمير ذهن است. وقتى به شما چيزى بگويند، سوءظنى يك جا پيدا كنيد، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاك كردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبهه‌افكنى مي­كردند، سوء ظن را وارد ميكردند؛ كار آسانى بود. اين كسى كه از اين طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل اين جنگ روانى بايستد و مقاومت كند، جناب عمار ياسر بود، كه در قضاياى جنگ صفين دارد كه با اسب از اين طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى ميرفت و همين طور اين گروه‌هائى را كه – به تعبيرِ امروز، گردانها يا تيپهاى جدا جداى از هم – بودند، به هر كدام ميرسيد، در مقابل آنها مى‌ايستاد و مبالغى براى آنها صحبت ميكرد؛ حقائقى را براى آنها روشن ميكرد و تأثير ميگذاشت. يك جا ميديد اختلاف پيدا شده، يك عده‌اى دچار ترديد شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا مي­رساند و برايشان حرف ميزد، صحبت مي­كرد، تبيين مي­كرد؛ اين گره‌ها را باز ميكرد.

    بنابراين، بصيرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، در ديگران به وجود بياورند. آدم گاهى مى‌بيند كه متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‌بصيرتى‌اند؛ نمي­فهمند؛ اصلاً ملتفت نيستند. يك حرفى يكهو به نفع دشمن ميپرانند؛ به نفع جبهه‌اى كه همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نيستند، نيت بدى هم ندارند؛ اما اين است ديگر. بى‌بصيرتى است ديگر. اين بى‌بصيرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقليدى – كه هر چه گفت، شما قبول كنيد. نه، اين را من نميخواهم – از بين ببريد. كسانى هستند كه ميتوانند با استدلال، آدم را قانع كنند؛ ذهن انسان را قانع كنند. و حتّى حضرت ابى‌عبداللَّه‌الحسين (عليه‌السّلام) هم از اين ابزار در شروع نهضت و در ادامه‌ى نهضت استفاده كرد. حالا چون ايام مربوط به امام حسين (عليه‌السّلام) است، اين جمله را عرض كرده باشيم:

    امام حسين را فقط به جنگِ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است. به تبيين او، امر به معروف او، نهى از منكر او، توضيح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان – حضرت بيانات عجيبى دارد كه تو كتابها ثبت و ضبط است – بعد هم در راه به سمت كربلا، هم در خود عرصه‌ى كربلا و ميدان كربلا، بايد شناخت. در خود عرصه‌ى كربلا حضرت اهل تبيين بودند، مي­رفتند، صحبت مي­كردند. حالا ميدان جنگ است، منتظرند خون هم را بريزند، اما از هر فرصتى اين بزرگوار استفاده مي­كردند كه بروند با آنها صحبت بكنند، بلكه بتوانند آنها را بيدار كنند. البته بعضى خواب بودند، بيدار شدند؛ بعضى خودشان را به خواب زده بودند و آخر هم بيدار نشدند. آنهائى كه خودشان را به خواب مي­زنند، بيدار كردن آنها مشكل است، گاهى اوقات غير ممكن است.

    منبع: سایت سفیران بصیر

    :: موضوعات مرتبط : سخنان رهبری در مورد بصیرت
     
     
     
    .:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
    .:: Powered By : wordpress ::.